وقتی بهشت عز و جل اختراع شد

وقتی بهشت -عز و جل- اختراع شد
حوا که لب گشود، عسل اختراع شد!
آهی کشید و آه دلش رفت و رفت و رفت
تا هالهای به دور زحل اختراع شد!
آدم نشسته بود، ولی واژهای نداشت
نزدیک ظهر بود ... غزل اختراع شد!
آدم که سعی کرد کمی منضبط شود
مفعول و فاعلات و فعل اختراع شد!
«یک دست جام باده و یک دست زلف یار»
اینگونه بود ها..! که بغل اختراع شد!!!
حامد عسکری
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۸ ساعت 15:50 توسط رامین خواسته
|